اكبر ترابى شهرضايى

290

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

دليل اعتبار عفّت معناى عفّت ، عدم تظاهر به زنا و عدم تجاهر به لواط است ؛ نه اين كه به حسب واقع و در خفا نيز از او كار زشتى صادر نشود . تعبير امام عليه السلام در يكى از روايات « لا نعلم منه إلّا خيراً » « 1 » بود ؛ يعنى ما به جز خير و خوبى از او نديديم و نشنيديم . دليل اعتبار اين قيد ، علاوه بر روايات ، آيه‌ى شريفه وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنتِ « 2 » است ؛ كه موضوع حدّ قذف را عنوان « رمى محصنات » قرار داده است . فرقى نمىكند احصان در آيه را به عقل ، بلوغ ، اسلام ، حريّت و عفّت تفسير كنيم يا فقط به عفاف ؛ به هر تقدير ، يكى از شرايط تحقّق قذف ، عفيف بودن مقذوف است . بنابراين ، اگر مقذوف غير محصن و غير عفيف باشد ، مشمول آيه‌ى شريفه نمىشود . از يكى دو روايت نيز شرطيّت عفّت در تحقّق حدّ قذف استفاده مىشود ؛ و يك روايت بر عدم عقوبت در قذف غير عفيف دلالت مىكند . 1 - عبيد بن زرارة قال : سمعت أبا عبداللَّه عليه السلام يقول : لو اتيت برجل قذف عبداً مسلماً بالزّنا لا نعلم منه إلّاخيراً لضربته الحدّ حدّ الحرّ إلّاسوطاً . « 3 » فقه الحديث : در توضيح شرط حرّيت به اين روايت اشاره شد . امام صادق عليه السلام فرمود : اگر به مردى برخورد كنم كه عبد مسلمانى را قذف كند كه جز خوبى از او نشنيده‌ايم - ( يعنى به زناكارى شهرت ندارد و به زنا تظاهر نمىكند ، يا در واقع از او زنا سر نزده ، و يا اگر مرتكب زنا شده ، به آن تجاهرى ندارد ) . - در اين حال ، قاذف را تعزير مىكنم . اين روايت همان‌گونه كه بر شرطيّت اسلام دلالت داشت ، بر شرطيّت عفاف نيز دلالت دارد . 2 - محمّد بن يعقوب ، عن عليّ بن إبراهيم ، عن محمّد بن عيسى ، عن يونس ، عن زرعة ، عن سماعة ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام ، قال : في الرجل إذا قذف

--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 434 ، باب 4 از ابواب حدّ قذف ، ح 2 . ( 2 ) . سوره‌ى نور ، 4 . ( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 434 ، باب 4 از ابواب حدّ قذف ، ح 2 .